الشيخ فاضل اللنكراني

79

اخلاق فاضل (فارسى)

شما بايد در معناى اين روايت مقدارى دقت كنيد ؛ از اين آيه ، ملازمهء ميان علم و خشيت به خوبى استفاده مىشود . بعضى سؤال مىكنند : ميان علوم حوزوى و علوم ديگر چه فرقى از نظر علمى وجود داردكه حوزويان و فقها به‌خاطر علمشان ، خود را به خداوند متعال نزديك دانسته ، و علوم ديگر را پايين تصور مىكنند ؟ ! آيا ديگران از خداى متعال دور هستند ؟ ! خير ، مسأله اين طور نيست ! ما نمىگوييم مقام علوم ديگرى كه آيهء شريفه بر آنها دلالت نمىكند پايين است . اين اهانتى به مقام علوم ديگر نيست . مسأله اين است كه برخى از علوم با خشيت خداوند رابطهء مستقيم دارند ؛ بنابراين خداوند متعال و كسانى كه قولشان براى ما مستند است براى اين علوم ويژگى قائل شده‌اند . ما بر اين مطلب تكيه مىكنيم ، حال جنبه‌هاى ديگر مسأله را كنار بگذاريم . واقعيت اين است كه برخى از عناوين به قدرى بين ما متداول و استعمال شده است كه ارزشِ واقعى خودش را از دست داده و ما با ديد سطحى به آن مىنگريم . در رابطه با اين فقه و رساله اى كه مجتهد در اختيار مردم مىگذارد يك بررسى اجمالى بكنيد . فرض كنيد در يك رساله ، حدود هفتصد مسأله وجود دارد . ديگران كه به عمق مسائل فقهى و واقعيتِ علم فقه واقف نيستند تصور مىكنند كه رسالهء عمليّه مانند كتاب‌هاى ديگرى است كه ظرف يكى - دو سال آماده و در اختيار مردم قرار مىگيرد . شما كه با فقه آشنايى داريد گاهى مىبينيد يك مسأله دو سطر بيشتر نيست ؛ امّا همين دو سطر ، ده جلسهء بحث مىطلبد - آن هم به صورتى كه استاد و شاگرد ، يكى - دو ساعت قبل و بعد از هر جلسه مطالعه داشته باشند - تا انسان به واقعيت پى برده و ريشه و مستند فتوايى را كه مثلًا امام بزرگوار فرموده‌اند اصطياد كند . و پس از آن تأمل و بحث كند كه : آيا اين فتوا قابل مناقشه است يا خير . اين مطلب ما را به واقعيتى هدايت مىكند كه آن را يك وقت در جلسه وحدت حوزه و دانشگاه گفتم ؛ چند سال پيش به مناسبت ايّام « وحدت حوزه و دانشگاه » جمع زيادى از دانشجويان سراسر كشور همراه اساتيدشان به مدرسهء فيضيه آمده بودند - و از نظر كيفى و كمّى مجلس بسيار جالبى بود - افرادى از حوزه و